افتادگي آموز اگر طالب فيضي
هرگز نخورد آب زميني که بلند است
هرگز نخورد آب زميني که بلند است
شاید وقتی 17-18 سالم بود فکر می کردم که خیلی می فهمم و از خودم راضی بودم. همه چیز سیاه و سفید بود. کم کم که سنم بیشتر شد با آدم های بیشتری آشنا شدم و متوجه شدم که دنیا به آن سادگی که فکر می کردم نیست . کمک کردن به کمپین و خواندن مقاله های واقعا عالی همه زنان باهوش و با تجربه بهم بیشتر نشان داد که چقدر مسایل زیادی در مورد کشور خودم هست که تا بحال نمی دانستم و چه انسانهای متفاوتی با زمینه های مختلف و از مناطق مختلف کشور هستند که من تا بحال نظراتشان را نمی شنیدم. بهترین نتیجه کمپین برای من تاثیری بوده که روی خودم گذاشته. در جریان امضا جمع کردن با آدمهای خیلی خوبی آشنا شدم. ولی در عین حال متوجه بعضی خصایص مردممان هم شدم. خیلی از آدم ها (چه امضا می کردند و چه نمی کردند) نظریات زیادی در مورد "عقب افتادگی" وضعیت کشور داشتند. یکی مشکل را دین اسلام می دانست یکی اعراب!!
دیگری هم به مدت 15 دقیقه برای من توضیح می داد که مشکل کشور فقط این است که "ما ایرانی ها به حرف مردم زیادی اهمیت می دهیم." واقعا نمی دانم در مورد چند درصد این تئوری ها (که البته بیشتر از سوی آقایان ارائه می شد) بیشتر از دو سه دقیقه تامل شده بود. همه هم موافق بودند که باید به مردم یاد بدهیم تا شعور"بقیه" بالا برود. البته جنبه آموزشی کمپین یکی از بهترین جنبه های آن است ولی این آموزش برای همه است نه فقط برای "دیگران" که عقب افتاده هستند. واقعا باعث شد به این فکر کنم که آیا رابطه ای بین این عدم "افتاده گی" و "عقب افتادگی" وجود دارد یا نه!؟
آیا می توانیم بفهمیم که در هیچ مرحله ای از زندگی انسان به جایی نمی رسد که همه چیز را بداند. آیا می توانیم از خودمان شروع کنیم و خودمان را درست کنیم؟ شاید باید در بالای بیانیه کمپین بنویسیم که "این یک دعوت برای نگاه کردن به درون خودتان است." یک دعوت برای شروع به یادگیری
No comments:
Post a Comment